جذبه » اموزشی » سخنان و جملات برایان تریسی در ایران + بیوگرافی

سخنان و جملات برایان تریسی در ایران + بیوگرافی

سخنان و جملات برایان تریسی در ایران + بیوگرافی

جملات جدید برایان تریسی سخنان زیبا از برایان تریسی موفقیت کتاب برایان تریسی روانشناسی برایان تریسی زندگینامه برایان تریسی برایان تریسی کیست عکس نوشته

جملات جدید برایان تریسی سخنان زیبا از برایان تریسی موفقیت کتاب برایان تریسی روانشناسی برایان تریسی زندگینامه برایان تریسی برایان تریسی کیست

1- با ارزش ترین دارایی ما توانایی کسب درآمد است نه آن پولی که به دست می آوریم. توانایی از دست نمی رود اما پول و ثروت ممکن است بارها از دست برود.

2- موفقیت مانند نردبان است و مهارت های ما پله های آن را می سازد، اگر پله ها کامل نباشد، ما نمی توانیم از نردبان بالا برویم.

3- پتانسیل انسان آنقدر زیاد است که می توان صد زندگی همزمان داشته باشد. ما می توانیم هر چیزی را بیاموزیم ودر هر امری متخصص شویم.

4- آموزش کلید موفقیت است ولی چون سخت و وقت گیر است و بیشتر انسان ها تنبل اند کسی برای یادگیری اهمیت قائل نمی شود.

5- امروزه نه تنها باید هوشمندانه کار کرد بلکه باید هوشمندانه وسخت کار کرد تا به ثروت و موفقیت نائل شد.

6- اهمیت کلمات در زندگی بسیار مهم است. کلمات خوب، تفکرات بهتری را ایجاد می کنند.

7- افراد موفق بر راه حل ها تمرکز می کنند اما افراد متوسط به فردی که مشکل را ایجاد کرده است فکر می کنند.

8- کیفیت زندگی و هدف اصلی ما بستگی به احساسمان از خود (کرامت نفس) دارد.

9- هدف داشتن با هدف گذاشتن متفاوت است. نوشتن اهداف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. افرادی که اهداف مکتوب دارند ده برابر دیگران موفق ترند.

10- برندگان کسانی هستند که درازمدت فکر می کنند، افراد متوسط کوتاه مدت و سطحی می اندیشند.

11- افراد موفق کارهای بزرگ و سخت را انجام می دهند ولی افراد متوسط، دنبال کارهای راحت و معمولی می روند.

12- هر یک از ما باید یک نقشه بیست ساله داشته باشیم و به جای فکر کردن به مشکلات اقتصادی دنبال برداشتن قدم ها در مسیر اهداف خود باشیم.

13- کسانی که مهارت های مالی دارند موفق می شوند. شما باید در روز حداقل دو ساعت درباره اقتصاد و سرمایه گذاری مطالعه داشته باشید.

14- راز اکثر موفقیت ها پشتکار و مقاومت است باید با خودت عهد کنی که کنار نمی کشی تا به اهدافت برسی.

15- اعتماد به نفس باید آنقدر بالا باشد که هیچ چیز نتواند جلوی ما را بگیرد.

16- برای فروش موفق باید تعداد تماس ها و ارتباطات را افزایش دهید.

17- نگران شنیدن نه نباشید، نه یعنی پول!

18- کسانی که بیشترین نه ها را دریافت می کنند بیشترین بله ها را نیز می شنوند.

19- باید به محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید اعتقاد داشته باشید، اگر اعتقاد دارید که محصولتان عالی است، ناخودآگاه مشتری این موضوع را درمی یابد. (و برعکس!)

20- فروشندگان موفق عاشق محصول، کار و شرکتشان هستند.

21- به جای اینکه فروشنده باشید، یک مشاور دلسوز باشید، آنگاه فروش خودش اتفاق می افتد.

22- فقط هدف این نیست که فروشی انجام دهی بلکه باید ابتدا ببینی که این مشتری به محصول تو نیاز دارد یا خیر.

23- قدرت در دست کسانی است که بهترین نُت برداری را دارند.

24- در فروش باید ابتدا اعتمادسازی کنید.

25- انتخاب های امروز، کیفیت زندگی فردای شما را می سازند. گذشته را رها کنید و به فکر ساخت فردای خویش باشید.

26- هیچ موقع نگویید که دیگر دیر شده است. هیچ وقت برای گرفتن تصمیمات صحیح دیر نیست.

40 نکته کلیدی از سخنان برایان تریسی در همایش تهران

27- به سوی خورشید تمرکز کنید تا سایه پشت تو قرار گیرد.

28- ما باید تغییر کنیم. اگر تغییر نکنیم، کنترل زندگی را در دست نخواهیم داشت.

29- برای هر حوزه زندگی باید برنامه جامعی تدوین کنیم. باید فراتر نگاه کنیم و روی آینده تمرکز کنیم.

30- افرادی که موفق و در جامعه مورد احترامند کسانی هستند که بیشترین وقت را روی آماده سازی برای آینده می گذارند.

31- برای تسخیر آینده باید از لذت های آنی دست بکشیم.

32- منحرف شدن از مسیر اصلی، بزرگترین عامل شکست ما است.

33- افراد موفق سخت و هوشمندانه کار می کنند. هوشمندانه یعنی کارهایی را انجام دهیم که با اهدافمان سازگار باشد.

34- کارهای کوچک، ساده و راحت را انجام ندهید زیرا کم کم به آنها عادت می کنید. از کارهای سخت و بزرگ استفاده کنید.

35- افراد موفق کارهایی را انجام می دهند که پتانسیل نتایجش بسیار بالاست.

36- همیشه برای همه کارها برنامه داشته باشید تا بتوانید اقدامات را سریع تر انجام دهید.

37- قبل از شروع هر کاری چک لیست و گام های سازماندهی شده آن را بنویسید.

38- میلیاردرها عادت دارند روزانه هدف گذاری کنند.

39- میلیاردرها عادت دارند کارهای شان را تکمیل کنند و نیمه کاره رها نکنند.

40- میلیاردرها عادت دارند با مهم ترین عمل، روزشان را شروع کنند.

بیوگرافی

برايان تريسي در سال 1994ميلادي متولد شد و دوران نوجواني را در شهرپوموناي كاليفرنيا گذراند در خانه اي كه هرگز پول كافي وجود نداشت
او مي گويد:در ان زمان ارزوي من اين بود كه قبل از سن 30سالگي ميليونر شوم مطمنا خيلي ها  همين ارزو را دارند با اين حال كه به سن 30 سالگي رسيدم
وضعيت من با سن 20 سالگي تفاوت نداشت ولي ناگهان كاري كردم كه زندگي ام را دگرگون كرد من اين سوال را از خودم پرسيدم  كه چرا بعضي ها
از ديگران موفق تر هستند؟مخصوصا مي خواستم بدانم كه چگونه است كه بعضي ها با دست خالي شروع ميكنند و نهايتا  ميليونر مي شوند؟ اين سوال من را به جستجو ي پاسخ هاي وا داشت من ميليونر هاي خود ساخته را محور اصلي زندگي  قرار دادم  زيرا اين افراد  صفات و رفتاري را بروز ميدهند  كه قابل مشاهد ه و سنجش  است ان ها با انجام مكرركارهاي مشخص  به نحوي خاص  از مرز جادويي  1 ميليون دلار  مي گذرند.
من ياد گرفتم كه  براي به دست اوردن موفقيت هاي بزرگ  بايد به شخص خاصي تبديل شد
مهم ترين عامل موفقيت پول نيست بلكه تبديل شدن به كسي است  كه مي تواند چنين ثروتي را بدست اورد  و از ان به خوبي بهره ببرند
و ان ثروت را افزايش دهند.

 

گفت و گو با برايان تريسي:

ميتوانيد کمي از خودتان و گذشته تان برايمان بگوييد؟

زندگي را در حالي آغاز کردم که از نعمت هاي چنداني برخوردار نبودم.من در خانواده اي به دنيا آمدم که از نظر مالي در مضيقه بود.دبيرستان را نيمه تمام رها کردم.ابتدا مدتي به کارهاي کارگري دست زدم و چندي نيز اتومبيل خود را يگانه سرپناه شب و روزم قرار دادم.همواره در روياي سفر کردن بودم.20 ساله که شدم،تمام پس اندازم را برداشتم و سفر به دور دنيا را آغاز کردم.سرتاسر آمريکاي شمالي را درنورديدم،در طول سفر دريايي خود از اقيانوس اطلس تا بريتانياي کبير به کار در کشتي پرداختم و بعد با دوچرخه از فرانسه به اسپانيا و تنگه جبل الطارق رفتم.در آنجا بود که به همراه دو نفر از دوستانم يک اتومبيل لندرور خريديم و با عبور از صحراي بزرگ آفريقا خود را به اين کشور رساندم.در طول اين سفر؛تجربيات فراواني کسب کرديم و با حوادث گوناگوني روبرو شديم که تمام اينها نقش بسيار مهمي در شکل گيري فلسفه و باورهاي کنوني من به زندگي بودند.سرانجام به ژوهانسبورگ(آفريقاي جنوبي)رسيديم.و من در آنجا تقريبا” به مدت 2 سال زندگي کرده و به کار پرداختم.سپس به لندن برگشتم و مدتي هم در آلمان و انگلستان مشغول کار شدم.در سال 1968 راهي يک سفر زميني از لندن به سنگاپور شدم و با عبور از کشورهاي اروپايي،ترکيه،ايران،پاکستان،هند و مالزي سرانجام به سنگاپور رسيدم.سپس مجددا” از طريق مالزي عازم تايلند شدم وحدود 2 سال هم در آنجا اقامت گزيده و کار کردم.از آن زمان تا کنون به کشورهاي زيادي در آسيا،آمريکاي شمالي،آمريکاي جنوبي،کارائيب،اروپا،آفريقا سفر کردم که شمار آنها به بيش از 80 کشور ميرسد.در دهه 30 زندگي ام،توانستم به دانشگاه آلبرتا راه پيدا کنم و سرانجام موفق به اخذ مدرک فوق ليسانس در رشته ي بازرگاني شدم.سپس در حوزه هاي مختلف معاملات ملکي،واردات و توزيع اتومبيل،بازاريابي،تبليقات،آموزش و مشاوره کار کردم.در شرکتي با سرمايه ي اوليه 265 ميليون دلار به سمت رئيس کل کارپردازي برگزيده شدم.در سال 1981 ،به ارائه ي مطالب درسي و برپايي سمينارهايي در کانادا و آمريکا پرداختم.بعدها،اين مطالب درسي و ديگر مباحث را به صورت برنامه هاي آموزشي ديداري و شنيداري در اختيار علاقه مندان قرار دادم.در سال1986،به منطقه ي سن ديه گو واقع در ايالت کاليفرنيا نقل مکان کردم.

در طول 20 سال گذشته بيش از 300 برنامه ي آموزشي ديداري و شنيداري توليد کردم که برخي از آنها به بيش از 24 زبان ترجمه شده اند و در بيش از 30 کشور مورد استفاده قرار مي گيرند.من ارائه دهنده ي بهترين و پرفروش ترين برنامه هاي آموزش شنيداري در سراسر جهان هستم.برنامه هاي آموزشي تصويري من توسط بزرگترين شرکت هاي آمريکا و اروپا استفاده مي شوند.

من نويسنده ي بيش از 40 کتاب پرفروش هستم که امروزه توسط سرشناس ترين مؤسسات انتشاراتي سراسر دنيا به چاپ مي رسد.در حال حاضر،به عنوان سخنران و آموزش دهنده اي حرفه اي شناخته ميشوم و سالانه بيش از 250/000 نفر را در ايالات متحده،کانادا،اروپا،استراليا،آسيا و خاورميانه خطاب قرار ميدهم.

چه تجربيات يا چالش هايي تا کنون بيشترين تأثير را روي شما گذاشته است؟

من در مقام مقايسه با بسياري از همنوعان خودم تجربيات فراواني را در مکانهاي متعدد و تحت شرايط بسيار متفاوت کسب کرده ام.شايد مهم ترين و سازنده ترين تجربه اي که بتوان به آن اشاره کرد مربوط به عبور من از صحراي بزرگ آفريقا بود در حالي که 21 سال بيشتر سن نداشتم.سفري بي نهايت دشوار بود و من در اين سفر به دليل بروز مشکلاتي از جمله بي آبي و خراب شدن اتومبيلي که با آن سفر مي کرديم،چندين بار با مرگ دست و پنجه نرم کردم.عبور از صحراي بزرگ آفريقا تجربه ي بزرگي براي من و نيز شايد نقطه ي عطفي در زندگي ام بود.

در تمام طول اين سالها،مهمترين تجربيات خود را زماني کسب کرده ام که توانسته ام با اراده و بردباري بر مشکلات غيرعادي و سختي هاي زندگي غلبه کنم.برخورداري هر فرد از دو قدرت پرتوان اراده و بردباري سبب کسب موفقيت هاي چشمگير در تمام مراحل زندگي مي شود.

اوج زندگي شخصي و حرفه اي خود را در چه مي بينيد؟

به نظر خودم چندين بار در اوج قرار گرفتم.اولين اوج،تجربيات اندوخته شده در سفر از ون کوور در کانادا به سراسر کشور و بعد به آتلانتيک،اروپا،صحراي بزرگ آفريقا و آفريقاي جنوبي بود.روي هم رفته،مسافتي بيش از 27365کيلومتر را طي کردم.ابتدا در مورد آنچه که در حال انجامش بودم،چيز زيادي نمي دانستم ولي در طول سفر بر دانسته هايم اضافه شد.دومين تجربه ي بزرگ،سفر من از لندن به سنگاپور بود که مسافتي حدود19317کيلومتر را طي کردم.اين سفر چندين ماه به طول انجاميد و فرصتي در اختيار من قرار گرفته شد که بتوانم با فرهنگ هاي مختلف آشنا شوم؛آداب و سنن آنها را از نزديک شاهد باشم.در سن 24 سالگي،با اصول فروش آشنا شدم و بعد مديريت را فراگرفتم.در سن 25 سالگي فروش در سطح گسترده را در يک شرکت بزرگ متشکل از 95 کارمند فروش آغاز کردم.اين شرکت 6 کشور بزرگ دنيا را تحت پوشش داشت و من نيز هر 95 کارمند آن را شخصا” آموزش دادم.ما با کمک يکديگر کالاهاي خود را هر ماه با ارزش ميليون ها دلار به فروش مي رسانديم.سرانجام در بخش معاملات ملکي مشغول به کار شدم و در يک دوره ي 5 ساله املاکي را به ارزش چيزي بالغ بر 50 ميليون دلار ساختم،مديريت کردم،توسعه دادم و به فروش رساندم.من شخصا” مسؤول وارد کردن اتومبيل هاي سوزوکي در کانادا بودم.ما 65 نفر بوديم که همگي از صفر شروع کرديم و ظرف مدت دو سال سود حاصل از فروش اين اتومبيل ها به 25 ميليون دلار رسيد.آن گاه مديريت يک شرکت طرح و توسعه 265 ميليون دلاري را برعهده گرفتم و توانستم که آن شرکت را از نو بسازم.تا کنون ادارات متعددي راه اندازي کرده ام،مقامات شرکت ها را از ميان افراد جدبد و تازه کار انتخاب کرده ام و شش پروژه توسعه مهم را با سوددهي چندين ميليون دلاري به پايان رسانده ام.در سال 1979 ازدواج کرده و تشکيل خانواده دادم.در حال حاضر،صاحب4فرزند زيبا هستم.شايد بتوان اين را يکي از دستاوردهاي مهم زندگي ام به حساب آورد.در سال 1981؛کار سخنراني و آموزش را از سر گرفتم.از آن زمان تا کنون،يکي از سرشناسترين سخنرانان حرفه اي در سراسر جهان هستم.

به چه چيزهايي در زندگي بيش از هر چيز ديگر افتخار مي کنيد؟

خانواده،همسر و فرزندانم بيش از همه چيز مايه ي فخر و مباهات من هستند.هم اکنون بزرگ ترين دخترم 25سال سن دارد و به تازگي موفق به اخذ مدرک فوق ليسانس از يک دانشگاه مطرح دنيا شده است.دو فرزند پسرم 19و23 ساله هستند؛مردان جوان بسيار خوبي که در زمينه هاي تحصيلي و اجتماعي بهترين هستند،کوچکترين دخترم کاترين 14 سال بيشتر ندارد ولي سوارکار بسيار ماهري است.او دختري معرکه با شخصيتي بسيار استثنايي و منحصر به فرد است.در نزد من،هيچ چيز مهم تر از خانواده ام نيست.خانواده اي سالم و شاد دارم که در تمام عرصه هاي زندگي موفق هستند.اين مهمترين چيز در زندگي من است و بيش از هر چيز ديگري به آن افتخار مي کنم.

نظر شما راجع به موفقيت در زندگي چيست و چه تعريفي از موفقيت داريد؟

شما تا بدان پايه که بتوانيد هدف گذاري کرده و به اهداف تان جامه ي عمل بپوشانيد؛موفق هستيد.موفقيت يعني همان گونه که دوست داريد زندگي کنيد،به دور از مداخله ي ديگران.موفقيت يعني به عنوان يک انسان عاقل و بالغ تمام توانايي هاي بالقوه ي خود را پرورش داده و در راستاي رسيدن به اهدافتان از آن ها استفاده کنيد.سرانجام اينکه،شما تا بدان پايه موفق هستيد که بتوانيد به شادي و آرامش روحي دست پيدا کنيد.

وقتي موفق مي شويد حاصل کار شادي و آرامش روحي خواهد بود،و در نتيجه ي دست يافتن به اين دو مهم،مي توانيد به تمامي؛کليه ي توانايي هاي بالقوه ي خود را کشف کرده و آن ها را پرورش دهيد.

اشتراک گذاری مطلب
نظر شما چیه ؟

نوشتن دیدگاه

18 − هشت =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز